امروز چهاردهم فروردین، تولد یک سالگی مانی ست. مانی یازده ماه ست که با من و بهار زندگی می کند. وقتی اینجا آمد یک ماه و نیمش بود. آنقدر کوچک بود که توی دوتا دست من جا می شد!

من قبل از مانی هیچ حیوان دیگری در خانه نداشتم. حالا فکر می کنم که دیگر نمی توانم بدون وجود یک گربه زندگی کنم. برای من و بهار که نه خانواده ی صمیمی و درست درمانی داریم نه دوست زیادی مانی یک نعمت ست. برایمان عزیز ست. مانی را دوست دارم چون آزار نمی دهد، حرف نمی زند، حسادت نمی کند، مهربان ست، دروغ نمی گوید، خیانت نمی کند...همه ی چیزی ست که خودش ست. مهربان و بازیگوش و دوست داشتنی.

مانی به نسبت همه ی گربه هایی که دیده ام اخلاقش خیلی خوب ست. در کل این یک سال هیچ وقت به کسی چنگ نیانداخته و کلا من دوبار صدای فیف مانی را شنیده ام. یکی وقتی اولین بار با سشوار خشکش می کردم و یکی هم همان شب اولی که آمده بود اینجا و از زیر تخت فیف می کرد. با غریبه ها زود دوست می شود و می خواهد خودش را برای آن ها لوس کند. دوست دارد همه با او بازی کنند. هنوز هم بعد از یک سال بی نهایت بازیگوش و پر انرژی ست. مدام در حال دویدن و پریدن ست. ولی بیشتر از همه دوست دارد که ما با او بازی کنیم. توپ بازی و قایم باشک را از همه بیشتر دوست دارد. مثلا می رود پشت پرده قایم می شود و دمش بیرون می ماند. ما باید صدایش کنیم و دنبالش بگردیم بعد یکهو خودش را می اندازد روی پاهایمان یا می پرد وسط هال و می گوید میوووو...و بعد فرار می کند تا جای بعدی را پیدا کند و قایم شود.

بابا هر وقت می آید اینجا برای مانی چیزی می خرد. غذا و اسباب بازی و این چیزها. این بار هم برای مانی یک توپ خریده که وقتی زمین می خورد چراغ هایش روشن می شود و مانی توی تاریکی خیلی دوست دارد که دنبال این توپ بدود. مانی بازی با پَر کبوتر را هم خیلی دوست دارد. و همین طور پوسته ی شکلات و فویل آلمینیوم. دوست دارد این ها را برایش گرد کنم و او این طرف و آنطرف بیاندازد و دنبالش بدود...

اگر بخواهم می توانم ساعت ها در مورد مانی و شیرین کاری هایش حرف بزنم. اما حالا فقط همین ها به ذهنم رسید. و این هم به ذهنم رسید که چقدر خوب ست که این روزها من مانی را دارم و او هم من و بهار را دارد. مانی عزیزم تولدت مبارک، دوست دارم زندگی کنی و شاد باشی و سلامت. و همیشه همین طور مهربان و دوست داشتنی و شیرین بمانی.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 23:45 توسط الف |