دوستی بذریست، دانهای کوچک و براق، که میکاریاش توی خاک، میشود نهالی ظریف و شکننده و نازک که به سختی و صبر به بار مینشیند و اگر واقعی نباشد با یک باد، نه حتی فوت کوچک از بین میرود. دهقان به تجربه یاد میگیرد که هر خاکی برای هر گیاهی مناسب نیست، حالا اگر صبح تا شب هم پایش آب بدهی و خاکش را عوض کنی و کود بدهی و مراقب باشی که آفتاب بگیرد و زیاد خشک نشود زیر نور، باز هم ممکن است اولین باد پاییز درجا بخشکاندش. اما خوب همیشه فصل بهار نیست و پاییز و زمستان هم هستند و میآیند و درختها هم باید بار سبک کنند. من هم مثل درختی که برگهای خشکیدهاش را میتکاند توی باد باید تکان بدهم خودش را و این وسط چندتایی هم شاخهی خشکیده و برگ پوسیده میافتد از درخت و هیچکسی هنوز نمیداند که درختها هم عزادار برگها و شاخههای مُردهشان میشوند یا نه. دهقان به تجربه یاد میگیرد که کِی فصل کاشت است و کِی فصل برداشت. یاد میگیرد که باید به تن باد و آب و آتش و خاک و نور و هوا خیره بود و رها بود اما نه سرگردان، بلکه سوار.
خوشبختی وظیفه نیست و زندگی مبارزهی هر روزهست. صاف زل زدن تو چشم ترسها، تو چشم بدترینهاشان و بعد دستوپنجه نرم کردن و هزاربار پشت را با خاک و سنگریزه زخم کردن. زندگی سیلی خوردن هر روزهست و دوباره صورت را صاف جلوی مشتهاش گرفتن و جا خالی ندادن. زندگی بعضی وقتها نیمههای شب و دمدمای صبح از خواب پریدن و یکتنه با لشگر غم جنگیدن است، بیسلاح و سپر و خسته و خاکآلود. بعضی وقتها تماشا کردن خورشید است وقتی از لابهلای همین درختِ بِه جلوی پنجره عبور میکند و میخواهد خودش را برساند به من. زندگی شمردن قطرههای باران است توی باد اردیبهشت. زندگی بعضی وقتها زور زدن برای فراموشیست. برای از یاد بردن. زندگی دست کشیدن به دیوار است توی ظلمات شب و بعضی وقتها افتادن توی چاه بیتَه و دوباره بلند شدن. زندگی بعضی وقتها بیرحم است. ولی زیبا هم هست. ساده و زیبا. و خوشا به حال آن درختی که فارغ از فصل و سرما و گرما و نور و تاریکی، هر روز پایینتر برود و ریشههاش بیشتر فرو بروند توی خاک. و عاقبت دل به تنهی سبزی خوش است که هر روز ضخیمتر و محکمتر میشود و چه کسی به خط و خال ناخوش روی تنه نگاه میکند وقتی این همه ساقه و برگ سبز دارد یک درخت؟! سیوسه سالگی آرامم میکند و خوشبین که باید رفت و جاری شد و نایستاد. سیوسه سالگی دارد من را با خودش با همهی خودم آشتی میدهد، با همهی چیزهایی که توی دستهام دارم و اینها را دیگر هیچکسی نمیتواند از من بگیرد چون مال خودم است و مال خودش.