خب به هر حال نوروز دارد می آید. چه من خوشم بیاید چه نیاید. یکی از دوستانم  به من می گوید نوروز هیتر. یکی دیگر از دوستانم که سوئد ست به من می گوید تو از نوروز بدت می آید چون از هر چیز شادی بدت می آید. هیچ کدام از این دوتا آدم تا به حال من را از نزدیک ندیده اند، ارتباط ما فقط از طریق چت و تلفن و اینها بوده، ولی هر دوشان خیلی خوب مرا شناخته اند. شاید این نشان می دهد که من آدم رویی هستم و همه چیزم خیلی زود معلوم می شود...نمی دانم...

به هر حال با توجه به تمام نفرتی که نسبت به عید و تعطیلات و نوروز دارم، سعی می کنم مثل سال قبل ناله و زاری راه نیاندازم که آه عید دارد می شود و اینها...

بله در عوض می خواهم چندتا از کتاب های خوبی که امسال خواندم را معرفی کنم. در واقع بهترین هاشان.

" زندگی مطابق خواسته ی تو پیش می رود / امیر حسین خورشیدفر "

داستان کوتاه. یکی از بهترین مجموعه داستان های کوتاه ایرانی ای که خوانده ام. بیشتر داستان ها فضای واقع گرایانه ای دارند که من خیلی می پسندم. ولی نوع نگاه به زندگی و به خصوص توصیف ها و فضاسازی ها خیلی خاص و جدید ست.

" مرگ کسب و کار من ست / روبر مِرل / ترجمه احمد شاملو "

اگر از کتاب های جنگی و زندگی نامه ای لذت می برید این کتاب فوق العاده ست. داستان این کتاب بر اساس زندگی واقعی یکی از افسران ارشد آشویتس نوشته شده. فصل های اول کتاب خیلی خوب نوشته شده و به شدت جذاب ست. این کتاب به زبان فرانسه نوشته شده و بعضی لغاتِ آلمانی که در متن اصلی کتاب بوده در ترجمه فارسی هم به همان صورتِ آلمانی آورده شده. موقعی که کتاب را می خواندم همان لغات آلمانی تاثیر زیادی روی القای خشونتِ فضا و واقعی بودن آن داشت.

" عقرب روی پله های قطار اندیمشک، یا از این قطار خون می چکه قربان / حسین مرتضاییان آبکنار "

به جرات یکی از بهترین کتاب های فارسی که تا به حال خوانده ام. داستان سربازی که همه ی زورش را می زند که از جنگ فرار کند. روایت، داستان، نثر و زبان به شدت خاص ست. متاسفانه چاپ این کتاب تمام شده. اما به شدت توصیه می شود. حتما لذت می برید. من دوبار پشت سر هم خواندمش، صفحه به صفحه اش پُر از چیزهای جدید ست...این طور بگویم که اگر نخوانید کتاب خیلی خوب را از دست داده اید...متاسفانه کتاب را قرض گرفته بودم و خودم هم ندارمش و در داغ نداشتنش می سوزم!

" دسته ی دلقک ها / لویی فردینان سلین / ترجمه مهدی سحابی "

" قصر به قصر / لویی فردینان سلین / ترجمه مهدی سحابی "

" مرگ قسطی / لویی فردینان سلین / ترجمه مهدی سحابی "

امسال همه ی کارهای سلین را خواندم. پاییز و زمستان را با نوشته های سلین زندگی کردم. دسته ی دلقک ها و قصر به قصر کتاب های راحتی نیستند. باید سلین پسند و واقعا کتاب خوان باشید که بتوانید این دو کتاب را تمام کنید. چون داستان مشخصی را دنبال نمی کنند و کششی هم ندارند. اما پـُر اند از جمله های نغز سلینی و طنز خاص و گزنده اش و البته تلخی و واقعیت های پلید زندگی. خود من که عذاب وجدان شدیدی در مورد کتاب های نخوانده دارم دوبار دسته ی دلقک ها را ول کردم و از اول شروع کردم به خواندم. برای اینکه نثر خیلی خاصی دارد و اصلا از پیرنگ خاصی پیروزی نمی کند. مرگ قسطی هم کتاب خوبی بود، به خصوص اوایل کتاب که داستان بچه گی و نوجوانی خود سلین ست. معرکه با ترجمه ی سمیه نوروزی هم کتاب بدی نبود. البته من یک جورهایی شیفته ی سلین هستم و اگر صفحه ی سفید هم توی کتابش بگذارد من می گویم که بی نظری بود! ولی هنوز هم شدیدا اعتقاد دارم که سفر به انتهای شب / ترجمه ی فرهاد غبرایی با فاصله ی خیلی زیادی از بقیه، بهترین کتاب سلین ست. متاسفانه چاپش تمام شده و من در به در دنبال پیدا کردنش هستم. چون این کتاب را پنج سال پیش یک بار خواندم و خیلی دوست دارم که حالا دوباره بخوانمش. ( اگر کسی خواست من را خیلی خیلی خوشحال کند این کتاب را به من هدیه بدهد! )

" یازده نمایشنامه – نانوشتن / ساموئل بکت / ترجمه باربد گلشیری "

" نمایشنامه های بکت / ترجمه نجف دریابندری "

" مالون می میرد / ساموئل بکت / ترجمه سهیل سُمی "

" فاجعه / ساموئل بکت / ترجمه علی هادیزاده و علی حاتم "

این چهارتا کتاب احتیاج به توضیح زیادی ندارند. غیر از مالون بقیه نمایشنامه اند. مالون می میرد یک ضد داستان ست و خواندنش آدم را پیر می کند! من که چند بار پیر شدم و دوباره به سن حالایم برگشتم تا تمام شد!

" سطرها در تاریک جا عوض می کنند / گروس عبدالملکیان "

من خیلی اهل شعر نیستم. داستان و رمان را ترجیح می دهم. اما شعرهای عبدالملکیان را خیلی دوست دارم. کتاب قبلی اش رنگ های رفته ی دنیا هم زیبا بود. کتاب جدید از آن هم بهتر ست.

" هر وقت کارم داشتی تلفن کن / ریموند کارور / اسدالله امرایی "

" راه های میان بُر /  ریموند کارور / اسدالله امرایی "

دو مجموعه داستان از بهترین داستان های کارور. اگر داستان کوتاه می پسندید حتما این دو کتاب به اضافه ی کلیسای جامع را بخوانید.

" زندگی در پیش رو / رومن گاری / ترجمه لیلی گلستان "

به نظر من این کتاب بعد از خداحافظ گری کوپر بهترین کتاب رومن گاری ست. از رومن گاری سگ سفید هم توصیه می شود.

اول می خواستم جمله های درخشان هر کتاب را بنویسم، از هر کدام چندتایی. اما حالا تنبلی به شدت بر من مستولی شده و جلوی این کار را می گیرد...پس به همین چند جمله راضی می شوم، شما هم راضی باشید...

" بیانِ این را که چیزی برای بیان کردن نیست. چیزی که بشود با آن بیان کرد. چیزی که از آن بشود چیزی بیان کرد. نه نیرویی برای بیان کردن، نه میلی به بیان کردن، به اضافه ی اجبار به بیان کردن...
در زندگی من، حالا که به ناچار باید آن را چنین بنامم، سه چیز بوده ست: ناتوانی از سختن گفتن، ناتوانی از خاموش ماندن، و تنهایی.../ ساموئل بکت – نانوشتن "

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۹ساعت 3:4 توسط الف |